×
شبنم بوسه
بر لبانم خشکیده
و دیگر هیچ دستی
تـُنگ ِ شکسته ی دلم را نوازش نمی کند ...
حالا من مانده ام و ته مانده ی شراب ...
پس به سلامتی ِ یادهای ِ پــُر بوسه و نوازش !
*
کبوتر آزادی ِ من بودی
مثل ِ یه پـَـر ٬
جا خوش کرده بودم بین دستهای تو ...
خاطره هات رو که تکوندی ٬
افتادم ...
حالا دل خوش کردم
به نسیمی
که شاید منو تا اوج ببره ...
به جایی که تو هستی .
+ نوشته شده در ساعت توسط ЭМИ
|