×
عاشق شدم
آواز خوان کوه و دشت و دریا
بود دلم.
دل دلم نبود که بگویم
اجازه می خواهم
گم شوم
و پیدا شوم.
بر موج کوبه ها
بر سایه سار درختان کاج
همه عطر تنت بود
که نبود
نبودنت تمام نفسهای مرا
تاب تاب
بی تاب می کرد.
نبض بی تابی لحظه ها
قرار آمدن اتفاق تو را
خبر می دادند.
قرار مان که یادت هست؟!
سبد سبد
صید واژه ها از تو
و کرور کرور
فریاد ترانه از من
قرارمان
به فرمان عبور ممنوع
هیچ نگاهی
گردن ننهاد.
عبور بی مرزم در یاد
رج به رج ثا نیه ها را درو می کرد
و خرمن خرمن
عطر گیسوانت
صیــــــاد!
ترانه بارورم می کرد.
یادت هست قرارمان در باد؟!
بارش برف کوب بهانه ها
در راه
به زیر کفش های بهانه ات
از راه؟!

+ نوشته شده در ساعت توسط ЭМИ
|