×
حریر احساس
دست به دست چرخید ...
تار و پود تنش
هزار و یک شب دوام آورد ...
نـهایت
به آتش آهی سوخت ٬
و عطر نفس هایی
شعله گرفت در جانش ...
فانوس شد
که اشارتگر دیوار روبرو باشد .
پ.ن :
دور شدی ٬ آنقدر دور که دیگر دست خیالم هم به تو نخواهد رسید .
+ نوشته شده در ساعت توسط ЭМИ