×
من اگر نباشم
قصه ی چشمهای تو نیمه تمام می ماند .
من اگر نباشم
اشکی هم نیست ٬
حتی دستی هم ٬
که سُـــر بخورد روی گونه ای .
من اگر نباشم
خـــدا هم نیست ...
و حتی آن ماهی ٬
که به شوق صیدش
نمی ترسیدی از هزار توی ِ رودخانه ی دلم .
اما می رسد آن روز ...
بگو تمام کودکان شهر ٬
حبابهای رنگی بسازند ٬
با آرزوهای من ٬
و فوت کنند سمت ِ دریا ...
می رسد آن روز ...
+ نوشته شده در ساعت توسط ЭМИ