×
می روم ٬
روزی یا شبی ...
و تمام ِ رویاهایم را
در چمدانی کوچک
با خود می برم ...
دیگر ٬
جهانتان از من ٬ خالی خواهد شد ...
آنگاه که
زمین ٬ شانه خالی کند
به گاه ِ سستی ام ٬
دیوارها دیگر تکیه گاه ِ بوسه ام نخواهند بود ٬
و سقف ِ خانه های ِ بی من
بوم ِ نقاشی ایست سپید
تا ابد ...
آنگاه
صدای ِ تو
آوازخوان ِ جدایی من خواهد شد
همصدای ِ ساز ِ ناکوک ِ باد ...
می روم ٬
روزی یا شبی ...
آنجا
آسمان ٬ جامی برایم ساخته است
از ابر
تا من
هر صبح شراب ِنور بنوشم
و مه دود کنم ...
+ نوشته شده در ساعت توسط ЭМИ